خسته شدم ازاین زمون،آقای خوب ومهربون
پس کی میخوای ظهورکنی چراغ قبر بی نشون
شبای جمعه که میشه دلم بهونه میگیره
میخواد بره به جمکران شاید شمارو ببینه
آقاجونم خسته شدم از این همه ظلم وستم
شیعه ها روهی میکشن بدترازاین بازم بگم؟
یه حرفایی میخوام بگم بغض گلوم نمیزاره
عاشق روسیاهتون منتظر وبی قراره
مادرکه ازخونه بره نظم خونم باهاش میره
امام حسن توی بقیع،امام علی تونجفه
امام حسین توکربلاست،خواهرشون تو سوریه
این همه حرفای منم نشون درد دوریه
اون روزی که شمامیای عاشقاتون پرمیگیرن
با دیدن روی شمازندگی از سرمیگیرن
تو این روزا دل منم خیلی برات تنگه آقا
یه وقت نگی نوکریمم واس شما ننگه آقا
خدا نیاره اون روزو که من نبینمت تورو
عاشق روی ماهتم یه وقت بهم نگی برو
تندیس نور...ما را در سایت تندیس نور دنبال میکنید
برچسب: دل نوشته,دل نوشته های زیبا,دل نوشته ها,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته غمگین,دلنوشته های غمگین,دلنوشته های تنهایی,دلنوشته های,دل نوشته هاي زيبا,دلنوشته های کوتاه,
نویسنده:
بازدید: 18